عذاب وجدان
سلام ترانه زندگیم دختر نازم امروز ٢٦ بهمن ماه سال ٩٠ و شماگل دختر من ٦ ماهت به سلامتی تموم میشه و وارد ماه ٧ میشی الان ٣ روزه که من شروع به کارکردم و شما رو هر روز ساعت ٦ میزارم خونه مامان شهناز یا مامان شهین خیلی این کار برام سخته، خیلی دور بودن از تو برام عذاب آور شده همیشه به همه میگفتم عیبی نداره عادت میکنید یه مدت بگذره ولی الان هرچی بیشتر میگذره داره برام سخت و سختر میشه وااااااااای مخصوصا زمانی که زنگ میزنم حالت رو بپرسم گوشی رو میزارن دم گوشت وقتی صدات میکنم شروع میکنی برای مامان حرف زدن اولین بار واقعا گریم گرفته بود خیلی جلوی خودمو گرفتم تا تو شرکت گریه نکنم همش با خودم میگم یعنی ترانه منو میبخشه...
نویسنده :
مامان
7:07


